جا نونی
شاهزاده کوچولوی مامان
وقتی کوچیک بودی و مامان میرفت سر کار شما پیش مامانی و بابایی میموندی
مامانی و بابایی و خاله سمیه و خاله فهیمه و دایی رضا عاشقتن 

مامانی و بابایی خیلی دوست دارن و هر چی بخوای و هر کاری بکنی تو خونه شون هیچی بهت نمیگن 
تو عاشق این بودی که وقتی مامانی جا نونی رو از کابینت میاورد بیرون زود خودتو به جا نونی میرسوندی و مینشستی روی جا نونی مامانی
اینم عکسش

جگر گوشه ام
بمون تا بمونم...باش تا باشم...ببین تا ببینم... بخند تا بخندم...
پسرم راستین خدا نگهدارت باشه دم به دم .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


جا نونی 
